سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

456

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

در بارهء تفسير قرآن ( 1 ) معاويه گفت : ما به نواحى نوشتهايم و از ذكر مناقب على و اهل بيتش نهى كردهايم ، اى ابن عباس زبان خود را نگه دار و در كار خود به احتياط رفتار نما . ابن عباس گفت : آيا ما را از قرائت قرآن نهى مىكنى ؟ گفت : نه گفت : آيا ما را از تأويل قرآن نهى مىكنى ؟ گفت : آرى . ابن عباس گفت : قرآن را بخوانيم و نپرسيم كه خداوند چه مقصودى داشته است ؟ گفت : آرى . ابن عباس گفت : كدام بر ما واجب‌تر است : قرائت قرآن يا عمل به آن ؟ گفت : عمل به آن . ابن عباس گفت : چگونه مىتوانيم بدان عمل كنيم قبل از آنكه بدانيم خداوند از آنچه بر ما نازل كرده چه قصد كرده است ؟ معاويه گفت : در اين باره از كسى سؤال كنيد كه قرآن را غير آن گونه كه تو و اهل بيتت تأويل مىكنيد تأويل مىنمايد « 16 » . ابن عباس گفت : قرآن بر اهل بيت من نازل شده ، آنگاه من در بارهء آن از آل ابو سفيان يا از آل ابى معيط يا از يهود و نصارى و مجوس سؤال كنم ؟ ! معاويه گفت : ما را با يهود و نصارى و مجوس يكسان قرار دادى و ما را از آنان حساب كردى ؟ ابن عباس گفت : بجان خودم قسم ، تو را با آنان يكسان قرار ندادم مگر هنگامى كه تو ما را نهى مىكنى خداوند را طبق قرآن و طبق آنچه از امر و نهى و حلال و حرام و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محكم و متشابه در آن است عبادت كنيم « 17 » . و اگر امت از اينها نپرسند هلاك مىشوند و اختلاف مىكنند و سرگردان مىشوند . معاويه گفت : قرآن را بخوانيد و آن را تأويل كنيد ولى چيزى از آنچه خداوند از تفسير آن در بارهء شما نازل كرده و آنچه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در بارهء شما گفته روايت نكنيد و غير آنها را روايت كنيد .

--> ( 16 ) « ج » : معاويه گفت : تأويل قرآن را از غير تو و غير اهل بيتت سؤال مىكنيم . ( 17 ) « الف » : تو را با آنان يكسان قرار ندادم مگر هنگامى كه امت را نهى مىكنى طبق قرآن ، خدا را عبادت كنند . « ج » : آرى ، چقدر با آنان يكسان هستى . آيا امت گمان برده است كه خدا را با غير قرآن عبادت كند .